تولدت مبارک گاهی که میخوام بگم به یادشم پیجشو چند دقیقه فالو ریکوست میدم :))
متوجه شدم ایران نیست امسال. حالا راحت تر مینویسم چون تصورش دیگه از نوشته هام چیز اشتباهی نیست.اولین تولد خارجیت مبارک :=)) توی تقدیر ما هیچوقت فرصت خداحافظی نبود،همونطوری که توی پست قبل نوشتم.وقتی که اونو مینوشتم منظورم خداحافظی رابطمون بود، حالا مهاجرتش.یه پست جدا مفصل یه روز راجع بهش مینویسم :) راجع به لحظه آخر و ساده ترین حقم. تولدش مبارک.تولدت مبارک..
برچسب:
نویسنده: رادین شریعتی
جای پاهای تو رو جادهها مونده حرم آفتاب زده جا پاتو سوزونده :) خداحافظی حداقل حق بود. به سلامت نابخشوده.
برچسب:
نویسنده: رادین شریعتی
یلدا مبارک! اشتیاقی بی تکرار همین شبا بود :) چند سال شد اگه گفتی؟ چند سال شد که دیگه نشد؟؟
برچسب:
نویسنده: رادین شریعتی
برچسب:
نویسنده: رادین شریعتی
برچسب:
نویسنده: رادین شریعتی
سلام :)حالُ احوال؟ :)خوبین خوشینبرخلاف میلم که خیلی منو میکشونه توی این وبلاگ و سر زدن به یکی دوتا از وبلاگای شما همسایههای عزیزو اینااا..... نوشتن اما نمیاد :))نمیدونم، شاید بخاطر اینه که میخوام حداقل اینجا یکم دست نخورده تر از اصل ماجرا باقی بمونه.. اما بلاخره برای خودم کلی ارزشمنده و کلی خاطرسشاید کمی بیشتر، کمی عمیقتر بنویسم اگه بشه. اما هرگز نمیخوام از موضوع و دلیل اصلی وجود این بلاگ فاصله بگیره :) دلیلشم که دیگه وجود نداره خبرش! :)) پس همینه که به عنوان یه گنجینه باقی مونده :) خوشحالم با یه سری خل و چل قدیمی که توی دنیای بعد از اون سالها کمتر غرق شدن و اینجور جاها رو هم هنوز سر میزنن گاهی با نام و گاهی بی نام بدون اینکه شاید منو بشناسن اینجا یه معاشرتی میکنم. هر کسی ممکنه بخونه اینجارو بلاخره ;) راستی، یه چیزی به ذهنم رسیده خیلی وقته.اون یکی نویسنده بلاگ رو یادتونه؟؟ :))) به فرض اینکه یه روزی اینجا گذرش بیوفته و ببینه که بازم یوزرنیم پسورد براش گذاشتم و بتونه چیزی بنویسه آیا جالب میشه؟ یهو به ذهنم خطور کرد :)) دیگه خیلی اسرارآمیز میشه این وبلاگ عه این ایموجیه چه باحال بود یهو برد منو به دوران Yahoo! Messenger راستی، چرا بعد از ۶ ۷ سال باید بیاد تو خوابم بنظرتون؟ این طبیعیه اخه؟ چقدم خنده دار و عجیب شده بود :))
برچسب:
نویسنده: رادین شریعتی

مرسی از کامنتا. باعث شد دوباره آپ کنم، هرکسی از صندلی ای توی یک شهر بلاخره خاطره داره...
ما از خیلیا.



برچسب:
نویسنده: رادین شریعتی
هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد
دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود
یک یلدای دیگر رسید. چند یلدای دیگر خواهیم دید مگر...؟
اصلا تو بگو هزار، من میگویم یک. چه حاصل "ما" دگر.
برچسب:
نویسنده: رادین شریعتی
برچسب:
نویسنده: رادین شریعتی
اما وقتی باد می وزد پنچره را می بندی
حالا دریاب وحشت مرا وقتی می گویی : "دوستت دارم".
Bob Marley
برچسب:
نویسنده: رادین شریعتی
برچسب:
نویسنده: رادین شریعتی
برچسب:
نویسنده: رادین شریعتی
برچسب:
نویسنده: رادین شریعتی
برچسب:
نویسنده: رادین شریعتی
برچسب:
نویسنده: رادین شریعتی